شمس سراج عفيف
485
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
سلطنت و انصار مكنت مملكت كه دران محل حاضر بودند بيك اتفاق بازنمودند - و ابواب باطن به ظاهر كشودند - و متفق اللفظ و المعني گفتند - هم همچنين است كه ملك عبد إله بازنموده حضرت فيروز شاه پادشاهي با فراست و كياست بود دريافت كه شمس ابو رجا در گلزار مملكت و بوستان سلطنت تخم عداوت كاشته - حضرت شاه از غايت تأمل و تفكر بسيار فى الحال از محل برخاست - و خانجهان بازگشت - چون در خانهء خود رسيد دران وقت كاركنان دواوين آن درهاي ثمين و گوهرهاي متين كه خيانت ملك شمس الدين در سلك گفتار و دفتر كردار منسلك گردانيده بودند پيش دستور بمستور بازنمودند - يك ازان اين بود دران ايام كه ملك شمس الدين نيابت اقطاع گجرات يافت از پيش تخت فلك رفعت مبلغ نود هزار سكه بوجه قرض براي استعداد خويش از خزانهء موفوره ستده بودند و آن مبلغ تا غايت روز كه ملك مذكور شغل استيفا يافت فرود نياورده بود - و خط قرض او همدران محل بود - خانجهان اصحاب خزانه را طلبيده ايشان را آگاه گردانيده - تا آن خط مبلغ نود هزار تنكه را در محل خلوت در غيبت من پيش تخت بگذرانند - چون اصحاب خزانه مانند هواخواهان يگانه از حال و مقال آن خط پيش تخت بازنمودند از زبان شاه جهان اين الفاظ كشاد - كه تا غايت روز اين مبلغ بر او براي چه گذاشته